به راستی «ایده» چیست؟
مدتهاست که زندگیام با این واژه درآمیخته؛ مدام و همواره با آن درگیرم و رهایم نمیکند؛ لابلای حرفها و گفتوگوهایم؛ در راه رفتن و پیادهرویهایم؛ در اوقات فراغت و فکر کردنها و … همه جا همراهم است. اما در حقیقت «ایده» چیست؟ حتا گاهی برای معرفی خودِ طراحم از واژهی «ایدهپرداز» استفاده میکنم. واژهای که به این سادگی و با غرور و لذت بر زبانم میغلتد و با اعتماد به نفس از آن استفاده میکنم، چقدر واقعیست؟!
فکر میکنم، ایده یک حباب است؛ حبابی پُرتلألو، گنگ و وسوسهانگیز با عمری کوتاه و شکننده که مولد خود را با خودش به عمق تخیل میبرد و ناگهان خودش ناپدید میشود و هیچ اثری از آن باقی نمیماند…

هزاران ایده مانند حبابهای رقصان از ذهن ما عبور میکنند اما به چه تعدادی از آنها اجازهی زیست میدهیم؟ کدام را متولد میکنیم؟ چگونه بهترین، مهمترین و زیباترین آنها را تنپوشی مانا میبخشیم؟
بر این باورم که هر شغل و حرفهای، ابزار خاص خودش را دارد؛ ابزار کار طراحان نیز دیدن، باور کردن، نوشتن، ثبت کردن، جان بخشیدن و درک ذهننگاشتهها و تبدیل آنها به دستنوشته و جسم بخشیدن به آنهاست.
یکی از تمرینهای مغز برای خروجی گرفتن از تفکر و تبدیل مَجاز به واقعیت، جسم بخشیدن به ایدههای نابِ شناور ذهن و در نهایت، شعور بخشیدن به آنها از طریق ثبت نوشتاری، تصویری، صوتی و بویاییست؛ فرآیندی که امروز با پیشرفت تکنولوژی بهسادگی امکانپذیر است. تعدد ایدهها و یا ترتیب و اولویت آنها در مرحلهی اولیهی ثبت، به هیچ وجه مهم نیست؛ چیزی که حائز اهمیت است، سانسور نکردن آنهاست. پردازش، انتخاب و ردهبندی، مرحلهی بعدی ایدهپردازیست و در نهایت شخصیتپردازی.
ذهن انسان بسیار پیچیده است. دنیای ذهن، دنیای فرازمینی و مجازیست و قوانین حاکم بر آن متفاوت از قوانین حاکم بر جهان اجسام است.
ایدهای که زادهی ذهن ماست، بسیار مقدس و قدرتمندتر از اجسام پیرامونمان است. تبدیل زادههای ذهن فرازمینی به واقعیت زمینی، همان مهارت یک «طراح خلاق» است.
هر کسی از موهبت این مهارت آگاه نیست؛ فقط طراحان خلاق میتوانند به بهترین نحو، قوانین ایدههای خام و مبهم ذهن را پرورش دهند و به قوانین اجسام زمینی نزدیک کنند. این خالقان قابل ستایش، بسیار هوشمندانه و سیستماتیک عمل میکنند؛ ریسکپذیر و ماجراجو هستند و به آنچه که خلق میکنند بهطور کامل واقفاند و آن را باور دارند. خلاقیت آن چیزی نیست که خودنمایی کند؛ خلاقیت، جذابیت دارد و استفادهگر را جذب خود میکند. اما منظور از طراح خلاق کیست؟
«طراح خلاق»، چشمانی همچون عقاب دارد؛ بسیار دقیق میبیند و درک میکند؛ باهوش و زیرک است؛ خستگیناپذیر و سختکوش است و بهراحتی مأیوس نمیشود؛ همیشه مثبت میاندیشد و امیدوار است؛ طراح خلاق به خود و توانمندیهای خود ایمان دارد؛ جامعهشناس قهاریست؛ از زمان فراتر است و همواره به آینده مینگرد؛ عاشق چالش و ابهام است؛ شوخ و طنزپرداز است و تنها اوست که در نهایت، نقش مولد ایده را ایفا میکند.
طراح خلاق کسیست که ایده را روی کاغذ میآورد؛ با تکنیکهای خاص طراحی آن را بهصورت سیستماتیک پردازش میکند و عینیت میبخشد.
مهم نیست که بهعنوان طراح در چه زمینهای فعالیت میکنید، مهم این است که زندگی را برای آیندگان زیباتر، باکیفیتتر، دلنشینتر، آسانتر و امنتر به تصویر بکشید.
مهم نیست چه راهکار و یا چه محصولی ارائه میدهید، تنها به این فکر کنید که جامعهی طراحان، نسبت به آیندهی بشریت مسئول است. این طراحان هستند که کیفیت زندگی مردم را رقم میزنند و سناریوی زیست آنان را مینویسند.
این مهم تنها با به تصویر کشیدن ایدههای ذهنی و پردازش حرفهای آنها همراه با خلاقیت و مهارت اتفاق میافتد.
پس از نگارش این نوشتار به ذهنم رسید که از برخی دانشجوهای قدیمیام – که هریک از آنها امروز جزو طراحان و ایدهپردازان مهم و تأثیرگذار جامعه بهشمار میروند – چند سؤال کلیدی بپرسم؛
پاسخها و دیدگاههای متفاوت دوستانم را در هم ادغام کردم تا در پایان این جستار، چکیدهی نتایج را به اختصار با شما خوانندگان عزیز به اشتراک بگذارم:
وقتی واژهی «ایده» را میشنوی اولین چیزی که به ذهنت میرسد چیست؟
طرح خلاق/ راه جدید/ پیشنهاد
واژهی «ایده» چه چیز/ چیزهایی را برایتان تداعی میکند؟
کهکشان/ ماورا/ غیرزمینی
وقتی واژهی «شعور» را میشنوی اولین چیزی که به ذهنت میرسد چیست؟
فهم زیست/ درک زمان/ تجربه
آیا شعور از «تجربه» نشأت میگیرد؟
شعور، تعاملیست میان آگاهی، تجربه و دانش
چگونه میتوان به ایده، شعور بخشید؟
هر چه حوزهی تأویلپذیری یک موضوع را گسترش دهید و تأثیر این رشد را بررسی کنید، سیستم، شعورمندتر میشود.

پاسخها برایم تأملبرانگیز بود. ذهنم درگیر شد؛ به این فکر میکردم که به چه ایدهای میتوان صفت باشعور یا خلاق را اطلاق کرد؟ نتیجه را با شما در میان میگذارم؛
به نظرم میرسد که شعور یک ایده از شعور صاحب ایده نشأت میگیرد. شناخت صاحب ایده نسبت به مسئله و مخاطب، منجر به خلق ایدهای باشعور میشود؛ به نحوی که مخاطب در مواجهه با ایده، احساس میکند که کسی هست که او را میفهمد. و ایدهی خلاق، ایدهایست که بدون بیراهه رفتن، بیشترین مسافت را نسبت به راهحلهای موجود طی کرده باشد.
*با سپاس از دوستان عزیزم؛ محمدرضا تکیه، مجید رزمی و رامین اصغری.
نظرها و دیدگاههای شما برای ما مهم است؛
از طریق کامنت در پایین همین یادداشت، نقد و نظرهایتان را با ما در میان بگذارید…
این جستار در شمارهی ششم طراحان ایده منتشر شده؛
برای تهیهی نسخهی کاغذی مجله از طریق همین وبسایت اقدام کنید/
و نسخهی الکترونیکی آن نیز از طریق لینکهای زیر (طاقچه و فیدیبو) در دسترس است…