امروز که در موج سوم تافلر به سر میبریم، دیگر فقط با عصر اطلاعات مواجه نیستیم؛ بلکه بمباران اطلاعاتی زندگی هر روز بشر را احاطه کرده است.
امروز در هر گوشهی این کرهی خاکی که حضور داشته باشیم، میتوانیم به راحتی به حجم خیلی زیادی از داده دسترسی پیدا کنیم.
بشر موجودیست که نمیتواند بدون ارتباطات زندگی کند، هر فرد زنده بهطور مرتب بهوسیلهی حواس خود از محیط زندگیاش اطلاعاتی به دست میآورد و آنها را در ذهن خود بررسی میکند، اما حجم این اطلاعات در دوران معاصر بیتردید بیش از ظرفیت ذهن انسان برای ادراک آنهاست (گروتر،۱۳۹۰) و این بهنوبهی خود، انسان معاصر را دچار تشویش کرده است.
پرسش اصلی اینجاست که چه مقدار از این اطلاعات دارای ارزش هستند؟
چگونه میشود بخش زیادی از اطلاعات مازاد را از خود دور کرد؟
آیا ما توانایی مدیریت دادههایی را که هر روز به سمتمان میل میکنند، داریم؟

به نظر میرسد در جهان کثرتگرای امروز، پاسخ این پرسشها را نمیتوان بهطور قطعی بیان کرد، زیرا که بنا به نگرش و شیوهی زندگی هر شخص، پاسخها متفاوت خواهد بود. اما شاید بشود در ارتباط با نوع اطلاعات و پذیرش و درک دادهها، بهطور اجمالی به این موضوع پرداخت.
بحث دربارهی اطلاعات و داده، موضوع جدیدی نیست و همواره با نقد و بررسی تکنولوژی و گسترش فنآوری اطلاعات همراه بوده است. بسیاری از نظریهپردازان و فلاسفه بر این عقیدهاند که سرعت بالای تکنولوژی و فنآوری اطلاعات از جنبههای گوناگون میتواند آیندهی انسان را تهدید کند؛
از سوی دیگر بسیاری بر این باورند که پیشرفت تکنولوژی فواید غیرقابلانکاری به همراه دارد و نیز افرادی همچون «فوکو» حد وسط قراردادن تکنولوژی و به خدمتگرفتن آن را توصیه کردهاند.
بهعنوان مثال؛ ارگانها و سازمانها، بسیار از این پیشرفت منتفع شدهاند. تجارتهای الکترونیکی، قدرتگرفتن و سلسهمراتبدار شدن بسیاری از آنها مدیون شکوفایی فنآوری اطلاعات است. همچنین عصر اطلاعات، تسهیلگر زندگی بشر امروز بوده؛ دانش رایگان، امکانات شغلی، آگاهی جمعی و بسیاری موارد از این دست. اما موضوع اصلی اینجاست که ما ناخواسته درگیر اطلاعات و دادههایی میشویم که فاقد ارزش هستند و علاوه بر آنکه کوچکترین تأثیر مثبتی در زندگی ما نمیگذارند، مانند یک نیروی بازدارنده در جهت معکوس عمل میکنند و انسان را از جهات مختلف به عقب میرانند.
این اطلاعات از جنبههای مختلف فاقد ارزش هستند.
اطلاعات فاقد منبع موثق
این دادهها بنا به هدفهای سطحی و زودگذر که بهطور معمول جنبههای اقتصادی دارند، بخش قابلتوجهی از استفادهکنندگان فضای مجازی را آلوده میکنند. بهعنوان مثال، صفحهای در یکی از شبکهی اجتماعی که دنبالکنندهی بسیاری دارد، خبری را بهعنوان حقیقت علمی در خصوص ویروس کوید ۱۹ مطرح میکند که بهطور کامل کذب و صد درصد شایعه است. این موضوع به نوبهی خود شاید وخیمتر از یک ویروس به بدنهی اصلی جامعه نفوذ میکند و علاوه بر ایجاد نگرانی و مشکلات عمدهی ذهنی و روانی که برای مردم بهوجود میآورد، باعث منتفع شدن برخی افراد سودجو نیز میشود.
خبر جعلیِ «مصرف روزانهی هویج بهعنوان میوهای شفابخش» که زمان زیادی هم از انتشار آن نمیگذرد، از یک شایعه در فضای مجازی بهوجود آمد و باعث افزایش چند برابری قیمت این محصول در بازار شد. یا بارها برای همهی ما پیش آمده که در فضای مجازی با مطلبی مواجه شدهایم که محتوای آن مطلب با محتوای اصلی که در منبع آن نویسنده وجود داشته، زمین تا آسمان متفاوت بوده است.
چنین اطلاعاتی میتوانند عامل گمراهی مخاطبان شوند. این اطلاعات غلط بیشتر از آنکه در جهت آگاهی باشند، خود عامل تشویش اذهان عمومی خواهد بود.

اطلاعات هجو پیشبینی نشده و فاقد دستهبندی
شاید برای شما هم اتفاق افتاده که سری به اکسپلور اینستاگرامتان زده باشید؛ آنجا میتوانید ساعتها، بدون اینکه به دنبال اطلاعات خاصی باشید وقت بگذرانید. جالب اینجاست که این رفتار با توجه به دوپامین آزاد شده در مغز، رفتهرفته اعتیادآور میشود و پس از چندی بدون آنکه متوجه شوید، به چنین غار مشوشی پناه میبرید تا انگشتتان را بین پُستهای پُرطمطراق اکسپلور حرکت دهید. مشکل اینجاست که به سرعت خسته خواهید شد؛ زیرا که ذهن بهطور معمول برای این همه اطلاعات سطحی و چندشاخه، نیاز به پالایش دارد. یعنی هر مطلب، فیلم یا عکسی که بهصورت اتفاقی با آن سر و کار خواهیم داشت، انرژی فراوانی از مغز میگیرد و مغز انسان مجبور است برای درک دادهها ابتدا آنها را به طرحوارههای کلی تبدیل کند و مازاد اطلاعات مؤثر بر ذهن را دور بریزد.
بماند که این کار (اکسپلور اینستاگرام) نقش بهسزایی در نابودی تمرکز حواس انسان نیز دارد. و برای انجام اموری که نیاز به تمرکز کافی دارند، مغز را دچار مشکل میکند و در آخر چون اطلاعات، فاقد دستهبندی و سلسلهمراتب هستند نمیتوان گفت که چیزی به ما اضافه یا کم کردهاند.

اطلاعات و اخبار ناگوار
خیلی از ما پایگاههای خبری زیادی را دنبال میکنیم و درصد بالایی از این اخبار مربوط به سیاست عوامفریبانهی کشورهای مختلف، جنگ، غارت، سوانح طبیعی و غیره هستند. این اخبار در عمق جان و روح انسان نفوذ میکنند و بدون آنکه ما در چنین اتفاقاتی سهیم و یا قادر به جلوگیری از آنها باشیم، کمکم افسرده، ناراحت و خشمگین خواهیم شد و بدون اینکه بدانیم که دلیل این همه تلخی و بهخصوص خشمی که در شبانهروز گرفتار آن هستیم از کجا نشأت میگیرد، همچنان خبرها را دنبال میکنیم و در بسیاری از موارد حتی خودمان آنها را بازنشر میدهیم.
این حالات فردی، ناخودآگاه به حالتهای جمعی تبدیل شده و به تبع آن، جامعه را فرسودهتر و خشمگینتر میکند.
پرسش اینجاست اگر ما بهصورت خودآگاه تمام این اخبار را از زندگی خود حذف کنیم، چه اتفاقی برای جهان خواهد افتاد؟ وچه اتفاقی برای زندگی خودمان؟
پاسخ این است که هیچ اتفاقی برای جهان نمیافتد و عوض برای خودمان زندگی شادتری را به ارمغان خواهد آورد.
در آخر میتوان گفت؛ در بیمرزی جهان امروز و فراوانی بیحصر اطلاعات، انسان برای بهتر سپریکردن زندگی و رسیدن به اهداف فردی خویش باید مرزبندیها و فیلترهای دقیقی برای حجم ورودی اطلاعات روزانه قائل شود.
این یادداشت در هشتمین شمارهی طراحان ایده منتشر شده/
برای سفارش نسخهی کاغذی این شماره از طریق همین وبسایت،
و برای تهیهی نسخهی الکترونیکی آن از طریق لینکهای زیر (فیدیبو و طاقچه) اقدام کنید…
نقد و نظرهای شما در بخش کامنتهای این پست میتواند برای ما راهگشا باشد/
دیدگاههای خود را با ما در میان بگذارید…