«هایدگر»، فیلسوف مشهور آلمانی راه شناخت پدیدهها و اشیاء را پرسشگری میداند؛
به عقیدهی او، اگر ما میخواهیم به حقیقت دست پیدا کنیم، باید بیاموزیم که چگونه درست بپرسیم. بپرسیم زیرا که تفکر همان پرسیدن است و تفکر باید از طریق پرسشگری مداوم، به راه خود ادامه دهد.
مبحث آموزش و بهخصوص آموزش معماری در ایران بارها مورد بررسی و توجه منتقدان و کارشناسان قرار گرفته و نقدهای بسیاری در مورد آن نگاشته یا در سخنرانیهای بسیاری مطرح شده است. هدف این یادداشت اما پرسشگری مختصری پیرامون پدیدهی آموزش معماری در ایران از طریق طرح چند پرسش کلیدی و مقایسهای کلینگرانه میان وضعیت هر کدام از مؤلفههای مؤثر بر آن در ایران و دنیای معاصر برای شناخت بهتر این پدیده است؛
با در نظر گرفتن این نکته که در بررسی کلینگرانه، به استثناها و تناقضات موردی پرداخته نمیشود و بیشتر هدف آن ترسیم تصویری کلی در ذهن خوانندهی یادداشت است؛ پرسشهایی که با «چرایی»، «چگونگی»، «کیستی»، «چیستی» و «به چه کسی» آغاز میشوند…

چرا؟
هدف نهایی تحصیل رشتهی معماری در ایران ورود به بازار تولید ساختمان در نظر گرفته میشود. این نوع نگاه، تقلیل امر معماری از یک دیسیپلین فکری و هنری و تبدیل آن به یک شغل صنفی جهت تولید ساختمان است. ساخت ساختمان میتواند نتیجهی یک پروسهی فکری برآمده از دیسیپلین معمارانه باشد، و حتی حالت مطلوب نیز همین است، اما هدف معماری تنها ساختن ساختمان نیست و «معماری کردن» با «ساختمان ساختن» دو مقولهی کاملاً جداگانه هستند.
معماری باید از جنس تفکر و با نگاهی منتقدانه به وضعیت موجود و پیشرونده برای انتقال تجربیات و تفکرات پیشین رو به جلو باشد. در حالی که نگاه به معماری در ایران، بهطور عمده، ساخت ساختمان بر اساس نیاز و خواستههای کارفرماهاست! این نوع نگاه نهتنها سازنده و پیشبَرنده نیست، بلکه تخریبگرِ جایگاه معمار و معماری و تقویتکنندهی نقش کارفرما و ضوابط ساخت خواهد بود.
نگاه به معماری با هدف تولید ساختمان، مباحث فکری و انتقادی و تولید علم معماری را با چالشهایی جدی مواجه کرده است؛ تا جایی که با نگاهی به نظرات دانشجویان معماری – چه در فضای مجازی و چه در گفتگوهای آکادمیک – ضعف عمدهی آموزش معماری در ایران را عدم آشنا کردن آنان با اصول و جزئیات اجرایی ساختمان میدانند. حال آن که نقش سیستم آموزشی معماری، تقویت معماری در جایگاه یک دیسیپلین فکری و انتقادیست که میتواند منجر به تولید ساختمان هم بشود و آشنایی با ضوابط اجرایی در جای دیگری باید اتفاق بیفتد.
از سویی تیغ تیز انتقادات به منتقدانی که وارد تجربههای ساخت معماری نشدهاند نیز نتیجهی این نوع نگاه و پرورش آن در ذهن دانشجویان است.
چگونه؟
مهمترین بخش این پرسشها، چگونگی آموزش معماری در ایران است. در واقع #چگونگی به معنای بررسی سیستم آموزشی معماریست. در تمامی کشورهای صاحب تفکر و کرسیهای فکری در امر معماری، سیستم آموزش معماری بر اساس استقلال آکادمیها و مدارس معماری عمل میکنند. آنها بر اساس تفکر بنیانگذاران خود، چارت درسی، منابع مطالعاتی و سیستم جذب و پرورش معماران را تعریف میکنند. نتیجهی این امر وجود تنوع در انتخاب برای دانشجویان با توجه به علاقه و هدف خود و تنوع در نوع تفکرات و نتایج این دورههای آموزشیست. کسانی که اندک آشنایی با سیستمهای آموزشی این دانشگاهها داشته باشند، با نگاهی بسیار ساده میتوانند تفاوتهای میان محصولات فکری این دانشگاهها را تشخیص دهند.
در ایران اما سیستم آموزشی معماری مبتنی بر سیلابسهای درسی یکسان در تمامی دانشگاهها تعریف شده و عملاً نقش خود دانشگاهها در سیستم جذب دانشجو در مقاطع پایین، صفر و در مقاطع بالاتر بهصورت حداقلی است. در تعریف سیلابسهای درسی و منابع نیز وضعیت بر همین منوال است.
در مورد رشتهی معماری، سیستم موجود، برداشتیست از آکادمی معماری بوزار فرانسه. این سیستم بر اساس طراحی بر پایه نگاه به آثار گذشتگان و تقلید از آنان بنا نهاده شده است. در این سیستم آموزشی، که در خود فرانسه نیز در سال ۱۹۶۸ با اعتراض به ناکارآمدی آن برچیده شد، بررسی ریشههای فکری و انتقادی تاریخ و تئوری معماری غیرممکن و یا حداقلیست.
مدارس معماری و بسیاری از آکادمیهای دنیا در اعتراض به سیستمهای آموزشی رایج و با ایجاد تحولات بنیادین در امر آموزش معماری، جنبشی عظیم در حوزهي تفکر معماری ایجاد کردهاند.

چه کسی؟
انجامدهندهی نهایی مبحث آموزش در معماری، استادان دانشگاهها هستند. استادهای دانشگاه در ایران بیشتر بر مبنای مدرک تحصیلی و سوابق پژوهشیشان جذب میشوند اما در کشورهای دیگر غالباً دانشگاهها ابتدا بودجهی مناسب برای استادان جهت انجام پروژههای پژوهشی در نظر میگیرند سپس، همین استادها هستند که به جذب دانشجویان دورهی دکتری تخصصی بهعنوان دستیار و استادیار و محقق میپردازند. معیار گزینش متقاضیان، سوابق تحصیلی و پژوهشی، توصیههای حرفهای و آکادمیک از استادهای سابقشان، موضوع پایاننامهی آنها و میزان علاقهمندی آنهاست. این دانشجویان در واقع به استخدام درمیآیند و با اختصاص حقوق و بودجه و امکانات مناسب از آنان حمایت میشود. در انتها، دانشجویان دورهی دکتری تخصصی در صورت موفقیت در دورهی خود و تمایل به ادامهی فعالیتهای آکادمیک، بهعنوان استاد در دانشگاهها جذب میشوند و یا با تأسیس لابراتوارهای پژوهشی به پیشبرد امر آموزش و پژوهش کمک میکنند.
همچنین دانشگاهها به اعزام استادان دانشگاه خود به دانشگاههای تراز اول دنیا برای کسب تجربه در قالب شرکت در دورههای آموزشی و بورسهای تحصیلی اقدام میکنند که به پیش بردن تواناییهای آموزشی و پژوهشی آنان منجر میشود؛ امری که جای خالی آن بهشدت در دانشگاههای ایران مشهود است.
چهچیزی؟
تا چند سال قبل، سیستم آموزشی معماری ایران از نظر منابع مطالعات معماری، متکی بر کتابهایی بود که غالباً تألیف سالهای بسیار دور بودند که برخی از آنها گاهی بازنگری شده بود. اما خوشبختانه در چند سال اخیر، همراه با گسترش اینترنت و تحصیل ایرانیان در دانشگاههای تراز اول معماری جهان، کتابهای بسیار ارزشمندی، بهویژه در حیطهی تاریخ، تئوری و نقد معماری ترجمه و تألیف شدهاند که دسترسی دانشجویان به منابع بهروزِ معماری را آسانتر کرده است. اما این موارد، عمدتاً در بخش خصوصی انتشارات معماری اتفاق افتاده است و سیستم آموزشی معماری چندان نقشی در حمایت و ایجاد این حرکت نداشته است. از سوی دیگر عدم تجهیز کتابخانههای دانشگاهها به منابع معتبر جهانی و عدم همکاریهای مابین کتابخانههای آکادمیک ایران با دانشگاههای بینالمللی تراز اول – که در تمام جهان مرسوم است – باعث عدم دسترسی به منابع بهروزِ معماری شده است.
به چه کسی؟
دانشجویان معماری در ساختار آموزشی ایران با گذر از یک سیستم از پیش تعریفشده و یکسان در دوران تحصیل در مدرسه و شرکت در کنکورهای سراسری و بدون توجه به علایق و استعدادیابی آنان جذب دانشگاهها میشوند. گذر از پایههای کاردانی به کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا نیز از طریق پروسههای مبتنی بر کنکورهای سراسری، آزمونهای عملی سراسری و منابع یکسان – که بعضاً فاقد استانداردهای لازم و بسیار قدیمی هستند – صورت میپذیرد.
نوع سیستم آموزشی در مدارس ایران به نحویست که عدم تمایل به مطالعه و پژوهش خارج از کتابهای درسی بهشدت در میان دانشآموزان رایج است و این عدم تمایل، در دوران آموزش آکادمیک نیز ادامه مییابد. از سوی دیگر، عدم تدریس علوم انسانی پایهای ضروری همچون منطق و فلسفه که باعث شکلگیری نگاهی عمیقتر به پدیدهها و قابلیت ایجاد رابطهها و گفتمانهای منطقی میشود نیز به عدم شناخت دانشجویان از هدف خود برای تحصیل آکادمیک و حضور در گفتمانهای انتقادی بر اساس منطق منجر شده است.
پرسشگری در امر آموزش معماری، میتواند سرآغازی برای گفتمانها و نقدها پیرامون چالشهای آن باشد و نیز تلاشی برای بازتعریف مؤلفههای مؤثر بر آن.
با توجه به پیشینهی تاریخی معماری در ایران، تغییر نگاه به معماری و آموزش آن میتواند منشأ ایجاد تفکرات و اندیشههای عمیق و مؤثری باشد که نتیجهی آن داشتن کرسیهای فکری و تئوریک معماری در سطح بینالمللی خواهد بود.
این یادداشت در هشتمین شمارهی طراحان ایده منتشر شده/
نسخهی الکترونیکی مجله در لینکهای پایین همین صفحه (فیدیبو و طاقچه) در دسترس است.نقد و نظرهای شما، پای این نوشته میتواند برایمان راهگشا باشد؛
از طریق کامنت، دیدگاهتان را با ما در میان بگذارید…
منابع:
- متفکر صبور است/ همشهری/ محمود لطفی/ ۲۰۰۶
- در برابر ایدئولوژی/ صورتبرداری از وضعیت معماری در ایران معاصر/ پویان روحی/ ۲۰۱۹
- Architect. May 05. Accessed October 2021.
- http://iranian-architect.ir/reading-0094.