«خیام»، فردی بینارشتهای و جامعالاطراف است؛ خیامِ ریاضیدانِ ستارهشناسِ فیلسوفِ پزشک، پس از سالها دانشگری در پایان عمر خود تصمیم میگیرد تا دریافتهای خود را از زندگی مکتوب کند.
و چه زبانی بهتر از شعر؟ که به قول حامد عبدی؛
شعر، عصارهی زبان است.
آنچه پیش روی شماست، یک گفتوگو از جنس گفتوگوهای معمول نیست!
حامد عبدی، زبانشناس، مترجم، نویسنده، شاعر و البته مدرس دانشگاه است؛ شیفتهی ادبیات جهان و غوطهور در زبان و شعر.
وقتی از خیام سخن میگوید، برق را به وضوح در چشمانش میبینی.
عاشق است؛ مست از بادهی شعر و سخن و لبریز از معنا و اندیشه.

پس از ارائهی سخنچهاش در تداِکس تهران ۲۰۱۹ همنشینی با نخبهها و فرهیختگان حاضر در رویداد و بازخوردهای جمع آنقدر برایش هیجانانگیز و ارزشمند بود که تدریس در خارج از کشور را رها کرد و به هوای نفس کشیدن در هوای وطن به ایران بازگشت.
در این گپوگفت تلاش کردیم تا خیام را از دریچهی چشم و زبان او ببینیم تا بازتعریفی از رباعیات خیام (یا به قول دلنشین حامد عبدی؛ چارینههای خیام) به مخاطب فرهیختهی طراحان ایده تقدیم کنیم؛
تا شاید بهانهای شود که دوباره چارینههای این حکیم فرزانه و هوشیار مست را ورق بزنیم و اینبار از زاویهای دیگر و با نگاهی ژرفتر بخوانیمش.

نکته اینکه؛
به دلیل حجم زیاد گفتوگو و محدودیت صفحات، ترجیح دادیم که به جای کوتاه کردن متن اصلی، به جز یکی دو بخش کوتاه، پرسشهای «طراحان ایده» را حذف کنیم!
حامد عبدی کتابی در دست نگارش دارد که ترگُمانی (ترجمانی) نو از جهان خیام است؛
روایتی تازه از درسگفتههای خیام دربارهی زندگی.
لابلای این گفتوگو، به دنبال تکههای پازلی از زندگی بگردید؛
با متن، همراه شوید تا از هر گوشهی آن تکهای و آنی بردارید؛ آنی برای بهتر زیستن…

چرا خیام؟…
سالها پیش، دوستی داشتم به نام «هنریک ناژی». هنریک، سوئدی بود؛ نوازنده و آهنگسازی چیرهدست که علاقمند بود بر روی ترانههای من کار کند. پیشنهاد دادم که بر روی اشعار فارسی تمرکز کنیم؛ از سعدی، مولانا و بسیاری از شاعران برای او خواندم. وقتی به خیام رسیدیم، حس متفاوتی پیدا کرد. احساس کردم که طول موج او با فضای ذهنی خیام همخوانی بیشتری دارد. همانجا تصمیم گرفتیم، آلبومی را به خیام اختصاص دهیم. (هرچند متأسفانه تا به حال این اتفاق نیفتاده است)!
هنریک، دربارهی خیام اطلاعات ناقصی داشت؛ که البته بهعنوان یک غیرایرانی، انتظار زیادی هم از او نمیرفت! اما وقتی با نگاه و برداشت بسیاری از هموطنان خودم در اینباره روبرو شدم، به نظرم رسید که چقدر جنبههای مختلف زندگی و اندیشههای خیام مغفول مانده و چقدر او را نمیشناسیم.
پیشزمینهی فکری بسیاری از عموم (و همینطور هنریک) در مورد خیام، فردی زنباره و دائمالخمر است که همواره در پی عیش و عشرت بوده. تلاش کردم تا در این زمینه کمی روشنگری کنم.
جهان متن خیام، تنها معطوف به شعرهایش نیست. حضرت خیام در طول عمر گرانمایهی خود، در واقع آخرین کاری که در زندگی کرد، نوشتن شعر بود.
خیام، ریاضیدان، ستارهشناس، فیلسوف و حتی به روایت برخی اسناد، پزشک هم بوده است. و در هرکدام از این رشتهها، سرآمد روزگار خود و حتی هنوز بوده است.
به نظر میرسد که خیام در غروب عمر گرانمایهاش به این فکر میافتد که نگرش، ایدهها و دریافتهای خود را مکتوب کند و چه رسانهای برای انتقال مفهوم در درازای زمان، بهتر از شعر است؟!
پیادهسازی گفتوگو: سارا حسینی فروتن
و با سپاس از محمدرضا موحدی
- متن این گفتوگوی بلند را میتوانید در شمارهی پنجم طراحان ایده بخوانید…
برای دسترسی به نسخه الکترونیکی مجله به لینکهای فیدیبو و طاقچه در انتهای همین نوشته سر بزنید.