آنچه آینده‌ی ما را می‌سازد؛ و از آن غـــافلیم!

آنچه آینده‌ی ما را می‌سازد؛ و از آن غـــافلیم!…

رضاغیابی؛ سرمایه‌گذار، مشاور کسب‌وکار، انجمن‌ساز/ عضو شورای راهبردی نشریه‌ی طراحان ایده

در فوریه‌ی ۲۰۱۷ یا همان اسفندماه ۱۳۹۵، زمانی که داشتم مقدمات ذهنی پروژه‌ای با عنوان «پرسش و پاسخ تهران» را فراهم می‌کردم، هنگام جستجوی اینترنتی برای اینکه بهتر بتوانم موضوع رویداد را شرح و بسط دهم به مقاله‌ای از یک وبلاگ پرورش بازیگری برخوردم که عنوان آن توجه‌ام را به خودش جلب کرد؛ Acting is Reacting یا «بازیگری، نشان دادن عکس‌العمل است». نمی‌دانم از کجا یا کدام فیلم، اما این عبارت را پیش‌تر هم شنیده بودم. گویا از درس‌های معروف بازیگری‌ست که منظور اصلی از بیان آن، آموختن این اصل به بازیگر است که بازی همواره در جریان است، حتی زمانی که او دیالوگی نمی‌گوید. یعنی بازیگر باید بازی دیگر حاضران در صحنه را خوب ببیند، بفهمد و نسبت به آنها عکس‌العمل مناسب نشان دهد. اگرچه پروژه‌ای که برای مقدمات آن این تحقیقات را انجام می‌دادم هرگز به سرانجام نرسید، اما ایده‌ای که از خواندن این عبارت به ذهنم رسید، بزرگترین دست‌آورد آن تحقیقات بود. ایده‌ای کلی که توجه ما را نه به خود زندگی، بلکه به واکنش‌هایی که نسبت به آن و موقعیت‌هایش داریم جلب می‌کند و بدین‌صورت معنای دیگری به مفهوم زندگی کردن می‌دهد. آنچه عمیقاً منجر به تجربه‌اندوزی و به دنبال آن رشد فردی و اجتماعی می‌شود، در واقع اتفاقاتی نیست که زندگی و شرایطش برایمان پدید می‌آورد، بلکه این واکنش‌های ما نسبت به آن وقایع است که تعیین‌کننده‌ی آن چیزی‌ست که از زندگی درک می‌کنیم. مقایسه‌ی اهمیت کنش و واکنش‌های ما در مقابل رویدادهای زندگی، من را به یاد نخستین باری می‌اندازد که آموختم؛ گاهی حاشیه از متن پُراهمیت‌تر است. زمانی که در نوجوانی برای یادگیری خط نستعلیق به انجمن خوشنویسان ایران می‌رفتم. گرچه آموختن خط نستعلیق هم همچون پروژه‌ای که قبل‌تر از آن یاد کردم، ابتر ماند، چیزی از زیبایی‌های کلاس‌های انجمن در ذهنم کم نشده: درختان سرسبز و کهن محله‌ی دزاشیب تهران، هوای مطلوب بهار که آغازگر ترم‌های آموزشی بود، فضای خود انجمن که در باغ بزرگ موقوفی بنا شده بود و … اما زیباترین پدیده‌ی انجمن، از نظر من حال و هوای آنجا نبود، بلکه استادان آنجا بود. عاقل‌مردانی که گویی تمامی ویژگی‌های خط نستعلیق را به خود گرفته بودند و حال داشتند آن فرهنگ را گسترش می‌دادند: حلم، تعادل، تحمل و تناسب.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *